سلام مهربونا
امروز زنگ دوم سر کلاس شیمی نشسته بودیم که معلممون یه دفه گفت: به جای جلسه پیش که من ۴۵ دقیقه آخر رو رفتم و سر کلاستون نبودم کی می تونین کلاس اضافی بیاین؟ 
حالا ما جلسه پیشش کلی ذوق کرده بودیم که رفت و خوشیم نمی دونستیم که جاش باید کلاس بیایم .
خلاصه گفتیم مگه عقبیم می گفت نه ولی باید بیاین الا و لله به هیچ صراطی هم مستقیم نمی شد می گفت می خوام حلال باشه
زنگ بعدش پرورشی داشتیم و معلممون بچش تصادف کرده اون هفته و این هفته رفت خونه زنگ بعدش ول بودیم
خلاصه یکی از این دهن لقا حالا نمی دونم واسه خودشیرینی یا هر چی گفت اجازه زنگ بعد بیکاریم 

حالا معلممونم که زنگ بعد کلاس نداشت خوشحال شد و گفت خوبه ... خیلی خوبه......
حالا از اون اصرار و از ما انکار .........
بلاخره تونستیم راضیش کنیم که نریم 
اخر سرم گفت : ای تنبلا... این عشق به درس خوندنتون منو کشته!!!!
خلاصه اینجوری شد که از زیر کار در رفتیم و حالی به حولی ولی کلاس اضافهه رون آخرش باید بریم
زنگ کلاس که خورد رفتیم دیدیم اون عده از کلاس ( بچه های اون مدرسه که امسال اومدن اینجا خودتون می دونین دیگه قضیه رو ..) اومدن و نشستن دور هم گل یا پوچ بازی کنن.
ما هم گفتیم خوب بیایم مام بازی کنیم. هممون دور هم جمع شدیم و به یاد بچگیها
مجازات بازی کردیم
حالا نمی دونم باهاش آشنایی دارین یا نه؟ 
خلاصه جاتون خالی اینقد خندیدیم که همممون ضعف کردیم خداییش که من خییلی خیلی خندیدم
بچه ها هم نگا من می کردن و اونا می زدن زیر خنده در واقع من بهشون انرژی مثبت می دادم
خیلی خوش گذشت امروز.....(البته اگر با دیدن نمره شیمی شکه نمی شدم که بهترم می شد
)
پ.ن: ۱-از همین اول سالی گند زدن به امتحانام شروع شده اونم به طرز فجیحی به طوری که امروز ظهر به بابام گفتم بابا به نظرت من شاگرد تنبل شدم یا درست می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بابامم با کمال بی خیالی گفت: احتمالا درست می شه!!!!!!!!!!!!!!!!!

۲-این روزا اصلا حوصله آپیدن ندارم نه که مطلب نداشته باشما نه اینقد هر روز تو مدرسه اتفاقای جور و واجور می افته که نگو راستش این درس و مدرسه نه حوصله می ذاره واسمون نه وقتشو. ولی هر روز تو نت میام و نظرای قشنگتونو می خونم در واقع به خونه مجازیم معتاد نشدم به لطف شما عزیزا معتاد شدم.

۳- قضیه این جشن وبلاگا چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
اصلا ملاکشون واسه انتخاب چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم ممممممممممممممممی خوووووووووووووووام..
۴- خبر دس اول داغ داغ:به دلیل ابتلای دوستان به آنفلانزا البته خوشبختانه از نوع انسانیش نه خوکی کلاس سوم ریاضیا رو تعطیل کردن!!!!!!! خوش به حالشون
۵- تو رو خدا واسم دعا کنید که هم وضعیت نمرهام مث بچه آدم بیاد سر جاش و هم آنفلانزا نگیرم که بدون شک میفتم می میرم 

بعدا نوشت: شرح بازی مجازات :
اسم چند نوع میوه رو چار تا چار تا رو کاغذ می نویسم و به اندازه تعدادمون یکی کمتر خودکار یا مداد یا هر چیزی که راحت تو دس بیاد و بشه برش داری رو می ذاریم وسط . اون وقت کاغذ ها رو یه همی می زنیم و می ریزیم وسط . هر کسی چار تا بر می داره. یکی شروع می کنه و یکی از کاغذا رو به بغلی می ده و همینطور بغلی به بعدی . این کار همین جور ادامه پیدا می کنه تا اینکه بلاخره یه نفر چار تا از یه نوع میوه رو بیاد تو دستش اون وقت یه دفه یکی از خودکارا رو بر می داره و می گه مجازات !!!
و نفرای دیگه سریع به دنبالش یکی دیگه از خودکارا رو برمی دارن و اونا هم می گن مجازات این وسط یه نفر خودکار گیرش نمیاد که مجازات می شه 
اون وقت هر کی به تعداد حروف مجازات مجازات بشه باید یه مجازات حسابی بشه
مثلا ما قرار گذاشته بودیم که هر کی مجازات شد بچه ها رو مهمون کنه
آخر سرم من با اینکه هزار ترفند و دوز و کلک به کار بردم ولی در نهایت خودم و یکی دیگه از بچه ها مجازات شدیم
و هر روز از زیر مهمونی دادن در می ریم
اینم از این.........
نمی دونم خوب توضیح دادم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!